محسن و میثاق ..........

..."بنام محسن و میثاق"، این جمله شاید یکی از قشنگترین وخاطره انگیرترین تیترهای روزنامه ها در روز شنبه ،اول اسفند 88 بود...تیتری که حکایت از یک بازی قشنگتر و پرخاطره تر داشت...بازی پرسپولیس و مقاومت سپاسی...!

***

سال قبل درست همین روز پرسپولیس یکی از قشنگترین خاطرات ما هوادارا رو رقم زد...بازی ای که به نظر من ارزششو داشت امسال یکبار دیگه اونو مرور کنیم...بعد از چند ناکامی و رفتن کرانچار، با اومدن دایی شور و شوق دیگه ای توی تیم اومده بود...همه مون باورمون شده بود «پرسپولیس زلزله..همینه»!!! روی نوار برد بودیم...نه به رقیب امتیاز میدادیم و نه بد بازی میکردیم...هنوز هم از برد دربی سرخوش بودیم و تیممونو به رخ رقیب سنتی میکشیدیم...اون روزا اما میثاق بازی نمیکرد...با سکوتی معنا دار نیمکت نشین بود...از حق نگذریم که علیرضا هم اون روزا در اوج آمادگی بود...درواقع دوتاشون آماده بودن(!)......

*****

اگرچه چهار روز قبل تولد محسن خلیلی بود اما باشگاه تصمیم گرفته بود تولد محسن و ابراهیم شکوری رو توی سفر تیم به شیراز بگیره...مطمئنم همه ی شما عکسای به یاد ماندنی اون روزو دارین...فکر نمیکنم هیچکدوممون وقتی به اون عکسا نگاه میکردیم حتی تصور اینو داشتیم که فصل بعد محسن توی تیم نباشه...فکر نمیکردیم لیگ دهم بدترین لیگ برای محسن باشه و به آقای گل همیشگی پرسپولیس حتی فرصت بازی هم داده نشه...محسنی که گلهاش یکی از مهمترین دلایل برد جام حذفی سال قبل پرسپولیس بود...

 

از چند روز قبل از بازی هم بین هوادارا شور و شوق خاصی بود...گزارشهای قشنگ و لحظه به لحظه ی عباس اسماعیل بیگی کاری کرده بود که همه مون احساس کنیم یک قدمی پرسپولیسیم واخبارتیم و بازیکنا رو ازنزدیک دنبال میکردیم.از چند روز قبل قرار بود برای مجتبی زارعی بنری با عنوان «مجتبی فـــــراری»!!! بسازیم و به قول آقا عباس پرچمشو بین همشهریاش بالا ببریم...!!!!!

 

خلاصه که تیم ما تیم بود...کریم داشتیم...شیث داشتیم ...محسن و میثاق داشتیم...مهمتر از اون رفاقت و صمیمیت داشتیم...بین بازیکن و مربی یه دیوار محکم بود به اسم حرمت...هوادارا با تیم قهر نبودن...اونقدر سکوهای استادیوم شیراز رنگ سرخ گرفته بود که هنوزم نفهمیدیم  تیم ما میزبان بود یا مهمان؟!؟!؟

اون روز بعد از مدتها قرار بود میثاق توی دروازه باشه...به دلایلی که حالا دیگه همه تون میدونین (!) اونروزا میثاق شرایط روحی خوبی نداشت و این بازی خیلی مهم بود تا بار دیگه بتونه تواناییشو به همه ثابت کنه...بعد از شروع بازی بازیکنای مقاومت سبک جالبی رو انتخاب کرده و بودن و اون زدن شوت های سنگین و محکم به طرف دروازه بود...البته از اونها بخاطر این کار ممنونیم(!) چون باعث شدن میثاق دقیقاً به هدفی که در این بازی داشت برسه...«درخشش»!!!

بازی بسیار خوب محسن و گل زنی اون و واکنش های میثاق که بارها و بارها اون شوت های سنگین و از دل دروازه بیرون کشید باعث شد تا بیشتر از هر بازیکنی این دو نفر به چشم بیان و دو ستاره ی میدان بشن...علی دایی که در یک بازی به میثاق میگفت:اگه من جای تو توی دروازه بودم کمتر گل میخوردم، اقرار کرد که عکس العمل های میثاق امروز فراتر از حد طبیعی بود و اون روز برای اولین بار به میثاق لقب« بیــــن المــللـی» داد!!!

 

 

حالا از اون خاطرات خوش فقط همین چند تا عکس مونده و البته ذهنی که همه چیزو تو خودش داره...امروز پرسپولیس درست مثل روزای قبل از اومدن دایی شده...یا بردهای خفیف یا تساوی با تیم های ضعیف...من نمیگم تقصیر داییه...این بازیکنان که انگار هیچ انگیزه ای برای بردن ندارن...این همون تیمی بود که شروع فصل همه منتظر قهرمانی و رقابتش با ذوب اهن بودن؟؟؟پرسپولیس اونقدر امتیاز از دست داد که حالا استقلال که تنها هدفش از این فصل گرفتن سهمیه آسیایی بود هم توی کورس قهرمانی قرار گرفته...خدارو شکر این فصل تا امروز، فصل درخشانی برای میثاق بوده اما در عین حال بدترین شرایط ممکن برای محسن هم توی همین فصل اتفاق افتاد...رفتن محسن اون هم به تیمی که منفور هواداران پرسپولیسه و از اون مهمتر بودن ستاره های بی فروغ فراوان توی این تیم که حتی فرصت بازی هم به اون نمیرسه باعث افول کامل محسن شد...کیه که ژست های قشنگ محسنو بعد از زدن گل هاش از یاد برده باشه ....ژست هایی که کم کم باعث شد به اون لقب «کماندار پرسپولیس» بدن...

 

و بالاخره یه عکس ویژه از میثاق عزیز که دوست خوبمون " فریبا" زحمتش رو کشیده و همین جا از طرف خودم و تمام کاربران این وبلاگ ازش تشکر میکنم..این شما و اینم عکس میثاق با دانیال جان و دوستانش:

ضمناً اگه یادتون باشه در آپ قبلی گفتم که در باره ی حرفهایی که اینروزا راجب میثاق و عملکردش در فولاد زده میشه بحث خواهیم کرد...همه میدونیم که میثاق داره فصل خوبی رو در فولاد میگذرونه و درخشش دو هفته ی قبلش کلی حرف و حدیث پیش آورد...کساییکه چشم دیدن موفقیت میثاق رو نداشتن وقتی چاره ای جز اقرار به عملکردهای بسیار خوب میثاق نداشتن حرف جدیدی رو پیش کشیدن و اون اینکه میگفتن:میثاق چرا برای پرسپولیس اینقدر خوب بازی نکرد؟؟؟!!!یا اینکه اگه میثاق دلش با پرسپولیسه چرا تحت هر شرایطی در پرسپولیس نموند ؟؟؟در برخی از سایتها خوندم که بعضی از (دوستان اتفاقاً پرسپولیسی) گفته بودن:میثاق در پرسپولیس فقط به فکر درست کردن موهاش(!) بود و هرچی در توانش بود - نظیر حضورش در فولاد رو- رو نکرد!!!بعنوان یکی از هوادارای میثاق از شنیدن این حرف خیلی بهم برخورد ...در جواب این دوستان باید بگم که قبل از هر اظهار نظری برن و تموم بازی های میثاق رو در پرسپولیس ببینن...میثاق حدود سه سال در پرسپولیس بود و فقط 22 بازی بهش اجازه دادن که در ترکیب باشه!!!چطور میشه ازش انتظار داشت هرچی در توانش هستو  رو کنه؟؟؟ اگه میثاق در پرسپولیس فقط به فکر درست کردن مدل موهاش بود ،در بازی پرسپولیس- سپاهان فصل قبل توی اون برف و سرما و بیماری که داشت لحظه ی آخر اعلام آمادگی نمیکرد که توی دروازه بایسته و با زیرکی تمام یک گل سپاهانو از روی خط بیرون بکشه و اگه اونروز سایر بازیکنا یک دهم بازی میثاق رو میکردن و داور اشتباه نمیکرد ما سپاهانو سه بر یک شکست میدادیم...میثاق اگه دنبال پول بود قرار داد 550 میلیونی استقلال و استیل آذین و امضا میکردو تهران می موند... اگه دلش با پرسپولیس نبود تا روزای آخر نقل و انتقالات صبر نمیکرد تا از طرف پرسپولیس بهش پیشنهاد بدن...میثاق اگه پرسپولیسی نبود دلیلی نداشت حالا که در روزهای اوجشه در مصاحبه هاش خاطرات پرسپولیس رو نبش قبر کنه و دائم بگه میخوام به این تیم برگردم...اونم در حالیکه حتی گفته میشد نیم فصل امسال هم دو تیم بزرگ لیگ بهش پیشنهاد دادن...میثاق در پرسپولیس هم درخششهای زیادی داشت که دربی 67 یکی از بارزترین نمونه هاشه...وقتی یه دروازه بان ستاره ی دربی بشه روشنه که تیم حریف چقدر خوب کار کرده و اون بار هم کفه ی ترازوی عملکرد استقلالیا سنگینتر از ما بود...خیلی خاطرات از میثاق هست که اگه بخوام یادآوری کنم بعلت زیادیش خسته کننده میشه....البته ما اگه بخوایم میثاق روبهترین بدونیم این درخشش ها کاملاً عادیه و اصلاً نباید بهش درخشش گفت...اما اینا رو برای دوستانی میگم که حافظه شون فقط در بازیهای بد میثاق یاری میکنه و انگار اصلاً روزهای خوب میثاق در پرسپولیس رو ندیدن...میثاق به حقش در پرسپولیس نرسید ...راههای بهتری هم وجود داشت که به میثاق بگن در پرسپولیس جایی نداره...نه اینکه قراردادو با دروازه بانهای جدید ببندن تا میثاق خودش بفهمه که باید بره و گناه رفتنش هم به پای خودش نوشته بشه...میثاق و محسن خیلی زحمتها در پرسپولیس کشیدن...خیلی خاطرات شیرین و رقم زدن و آخر سر این شد جمع بندی عملکردشون که: میثاق بخاطر پول پرسپولیس رو ترک کرد و محسن هم اسیر دانه پاشی استیل آذین شد!!!به نظر من بهتره تیتر اول آپ رو اینطوری عوض کنیم که:

 

به نام محسن و میثاق ، به کامِ................!؟

 

 

 

دو مصاحبه از میثاق معمارزاده پس از درخشش در بازی فولاد-نفت

سلام دوستای عزیزم...امیدوارم حال همه تون خوب باشه...اینبار هم با یه آپ دیگه چند دقیقه ای رو مهمون نگاه های گرم شما هستم...همون طور که میدونین هفته ی قبل در بازی فولاد – نفت میثاق با گرفتن دو پنالتی ستاره یا به قول گزارشگر مسابقه «سوپر دروازه بان »!!! بازی شد و از اونجایی که در زندگی فوتبالیش بازیکن کم حاشیه ای نبوده ،وقتی موقعیتی اینچنینی پیش میاد اغلب رسانه ها سراغش میرن و همیشه هم در سوالاتشون تفألی بر گذشته و پرسپولیس میزنن تا شاید از زبون میثاق ناگفته ی جدیدی بشنون...این بار هم دو مصاحبه از میثاق براتون گذاشتم ...هرچند فکر میکنم بخشهایی از این مصاحبه ناراحتتون کنه اما خوندنش خیلی چیزهارو مشخص میکنه...ضمن اینکه اضافه کنم یکی از روزنامه های ورزشی که بعد از هر هفته ی لیگ ، بازیکنان و تیمها رو براساس عملکردشون در دو گروه "برنده" و "بازنده" تقسیم میکنه اسم میثاق رو در لیست برنده ها گذاشت و در ادامه نوشت ميثاق معمارزاده نمايش درخشاني در چارچوب دروازه فولاد مقابل نفت تهران ارايه داد و به ويژه با مهار دو پنالتي توانست پيروزي حداقل تيمش را تضمين كند. ميثاق كه فصل درخشاني را با تيم اهوازي مي‌گذراند، غير از مهار اين دو ضربه، موقعيت‌هاي خوب ديگري را هم از نفت تهران (يا اراك!؟) گرفت.»

*****

  • میثاق: به این چیزها نمیشود درخشش گفت!!!

ميثاق معمارزاده درباره بازي مقابل نفت تهران و درخشش در اين ديدار با مهار دو ضربه پنالتي عنوان كرد: فوتبال‌مان شكل و شمايلي دارد كه به اين چيزها نمي‌توان درخشش گفت. درخشش براي كساني است كه هر روز در روزنامه‌ها حرفي دارند. البته من اين راه‌ها را بلدم اما نمي‌خواهم از اين روش استفاده كنم.
وي افزود: تيم ما در نيمه اول چند موقعيت گل داشت ولي در نيمه دوم شرايط عوض شد. به هرحال بعد از 50 روز بازي كردن شرايط سختي داشتيم و به همين دليل نيمه دوم مقابل نفت تهران بازي خوبي انجام نداديم. وقتي فوتبال يك مدت طولاني تعطيل مي‌شود، همين نوسانات هم پيش مي‌آيد
.
معمارزاده درباره شرايط خود عنوان كرد:‌ در تعطيلات از ناحيه كشاله دچار آسيب‌ديدگي شدم اما چون تيم به من احتياج داشت، ديروز بازي كردم و خدا را شكر توانستم بازي خوبي را انجام دهم.

 

  •  شانس...اقبال...و یا حسادت؟؟؟!!!

    دروازه‌بان فولاد درباره مهار دو پنالتي مقابل نفت تهران و اينكه آيا از روي شانس و اقبال توانسته چنين موفقيتي را داشته باشد، گفت: اگر دروازه‌بان‌هاي ديگر چنين پنالتي را مهار كنند مي‌گويند جزء بهترين‌‌ها است اما

 اكنون كه من دو پنالتي گرفته‌ام مي‌گويند شانس و اقبال!!!


یادمه ما هوادارای میثاق قبل از جام ملتهای آسیا و بعد از اعلام لیست تیم ملی یکبار در وبلاگها  تیتر زدیم که :«تیم ملی ایران همیشه جای شایسته ها نیست...» میثاق هم این جمله رو عیناً تکرار میکنه و و درجواب این سوال که چرا در تیم ملی جایی نداره میگه: 

حضور در تيم ملي شرايطي مي‌خواهد و همه مي‌دانند كه بازيكنان چطور انتخاب مي‌شوند. من نمي‌خواهم بحث را باز كنم.

تيم ملي هميشه جاي شايسته‌ترين‌ها نيست...

 البته در تيم كنوني ما اكثر بازيكنان شايسته هستند اما تعدادي هم هستند كه حتي خود مربيان تيم ملي قبلا در موردشان مي‌گفتند اعتقادي به اين بازيكنان ندارند اما همان‌ها را دعوت كردند. اين واقعا خنده‌دار است!!! البته بايد به تصميم مربيان تيم ملي احترام گذاشت.

 

  • شاید کادر فنی جدید ما را ببیند...

    وي يادآور شد: فكر مي‌كنم حضور در تيم ملي دست من نيست. اين كادر فني تيم ملي است كه بايد بخواهد،

شايد كادر فني جديدي كه قرار است انتخاب شود، ما بازيكناني را كه مي‌توانيم در تيم ملي باشيم اما نيستيم را ببيند. فكر مي‌كنم براي حضور در تيم ملي به غير از مباحث فني شرايط ديگري هم دخيل است. من اگر اين صحبت‌ها را مي‌كنم چيزهايي را ديدم و به همين دليل مي‌گويم اگر اتفاقات گذشته نباشد شايد خيلي از بازيكناني كه اكنون در تيم ملي نيستند به تيم ملي دعوت شوند.

معمارزاده در مورد اينكه گفته مي شود اعلام كرده مي خواهد به پرسپوليس بازگردد گفت: من هميشه يك پرسپوليسي هستم و برخلاف ميل باطني‌ام از اين تيم جدا شوم اما هر گاه كه شرايط پيش آيد و علي دايي بخواهد حاضرم به اين تيم بازگردم. البته اكنون از حضور در فولاد راضي هستم. اين باشگاه علاوه بر داشتن مديريت خوب از كادرفني خوبي هم سود مي‌برد اما

خود آنها هم مي‌دانند كه من به پرسپوليس علاقه دارم!!!


وي تاكيد كرد:

روزهايي هم كه در پرسپوليس بودم براي دلم بازي مي‌كردم نه پول.

هواداران اين تيم را هر جا مي‌بينم از من مي‌خواهند برگردم اما اين به نظر دايي هم بستگي دارد...

 


  • مصاحبه ی سایت گل با میثاق:

سایت گل – میثاق معمارزاده در بازی فولاد و نفت تهران ستاره تیمش بود و توانست دو پنالتی را مهار کند. او در مورد این موضوع به خبرنگار سایت گل می‌گوید: «من بیشتر از این خوشحال هستم که فولاد خوزستان برنده شد و گرفتن پنالتی عادی است.»

معمارزاده در پاسخ به این سوال که آیا تو یک دروازه‌بان پنالتی‌گیر هستی، تاکید می‌کند: «اصولا به کلمه پنالتی‌گیر اعتقادی ندارم، چون معتقدم دروازه‌بان اگر پای حریف را بخواند، شانس داشته باشد و سریع عکس‌العمل نشان دهد، می‌تواند ضربه پنالتی را مهار کند. البته من اعتقاد دارم هیچ دروازه‌بانی در دنیا نمی‌تواند یک پنالتی خوب را مهار کند. منظورم این است که اگر پنالتی‌زن خوب پنالتی بزند، به هیچ عنوان قابل مهار نیست ولی معمولا آنهایی که پنالتی را از دست می‌دهند، استرس دارند و نمی‌توانند خوب پنالتی بزنند.»

معمارزاده در پاسخ به این سوال که آیا گرفتن جای مهدی رحمتی در تیم ملی سخت نیست، تاکید می‌کند: «رحمتی دروازه‌بان بزرگی است و از لحاظ فنی شرایط بسیار خوبی دارد گرفتن جای او سخت است، ولی غیرممکن نیست. من توانایی‌های خودم را می‌شناسم و اگر مثل روزهایی که در پرسپولیس داشتم باشم، می‌توانم رقیب خوبی در تیم ملی برای رحمتی باشم.» او در پایان حرف‌هایش می‌گوید:

«دلم برای "پرسپولیس" همیشه تنگ می‌شود »

اصلا دوست نداشتم از این تیم جدا بشوم. مطمئن باشد که اگر کادرفنی و مسوولان باشگاه بخواهند، فصل آینده دوباره به این تیم بازخواهم گشت.»

*****

خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه...هرچند این حرفارو میثاق برای هوادارانش نزده چون هوادارای میثاق تموم این واقعیت ها رو میدونن...این حرفا برای بیدار کردن کسانیه که خودشونو به خواب زدن و موفقیتهای میثاق رو کمرنگ جلوه میدن و هر عکس العمل کوچیکی از سایر دروازه بان ها رو زیر ذره بین میذارن...خدارو شکر «گرفتن دو پنالتی» اونم در شرایط آسیب دیدگی چیزی نبود که بشه از تحسینش چشم پوشی کرد...هرچند تا اونجا که ممکن بود کمرنگش کردن و به شانس و اقبال نسبتش دادن...میثاق تا وقتی در شرایط خوب نیست کسی حتی اسمی ازش نمیبره و وقتی هم مثل الان اینقدر خوب میدرخشه از روزایی که خوب نبوده انتقاد میکنن(!)...اینبار هم حرفای زیادی درباره ی میثاق پیش اومده که بحث راجب این موضوع رو میذاریم واسه آپ بعدی ...عصر جمعه منتظر آپدیت شدن وبلاگ با یه آپ خاطره انگیز باشید...................

 

 

درخشش میثاق معمارزاده مقابل نفت تهران

 

میثاق به معنای واقعی کلمه شاهکار بود...!!!

این اعتراف روزنامه ی خبر ورزشی راجب عملکرد میثاق و در واقع اعتراف تموم کسایی بود که دیروز شاهد بازی فولاد با نفت تهران بودن...

***

بالاخره بعد از 40 روز تعطیلی لیگ بخاطر برگزاری جام ملتها و اتفاقات فوتبالی تلخی که برای ایران افتاد، دیروز شنبه لیگ برتر کار خودش رو مجدداً آغاز کرد ...هفته ای که برای ما هواداران پرسپولیس و میثاق بسیار خوش یمن بود!!!!!

میدونیم که پرسپولیس در نیم فصل اول نتایج دلخواه رو کسب نکرد ودر تورنومنت های خارج از کشور هم صرف نظر از حریفای اروپایی نتایج خوبی نگرفت...اما خوشبختانه نیم فصل دوم را با پیروزی آغاز کرد و این شروع خوبی بود برای پس گرفتن امتیازات از دست رفته...دیروز پرسپولیس در بازیی که کاملاً بر حریف برتری داشت تونست با نتیجه ی 2 برصفر تیم نفت رو شکست بده...گلهای پرسپولیس رو به ترتیب مازیار زارع از روی نقطه ی پنالتی و هادی نوروزی زدن...یک موقعیت صد در صد هم منصوریان به همراه اشپیتیم ارفی بوجود آوردن که به طرز (کاملاً)! بچه گانه ای از دست رفت...در این بازی علیرضا حقیقی روی نیمکت بود و شیث رضایی هم حاضر نبود...البته در این فصل نباید انتظار دیدن شیث رو در ترکیب تیم محبوبمون داشته باشیم چراکه این روزها آقای دایی و شیث حسابی از خجالت هم دراومدن و حرمتایی که باید حفظ میشد رو هم شکستن...طوریکه شیث و مدیر برنامه هاش آقای نوید مجد از دایی شکایت کردن و علی دایی هم اعلام کرده که تا زمان حضورش در پرسپولیس با شیث همکاری نخواهد کرد و حتی میگه:

بچه 18 ساله رو به شیث ترجیح میدم...!

بهرحال امیدواریم این دعواها به موفقیت و تمرکز پرسپولیس در این روزهای حساس لطمه نزنه وگرنه جمله ی :«من شرمنده ی هواداراهستم» و یا« بخاطر چند اشتباه کوچک باختیم» در پایان لیگ نه بدرد پرسپولیس میخوره و نه بدرد هواداران............

*****

نیم فصل دوم با شکست  دو تیم نفت تهران و نفت آبادان همراه بود وبه قول خبرگزاریها آتش گرفتن نفت لیگ رو گرمتر کرد...!!! اما آتیشی که میثاق به نفت زد به مراتب داغتر و لذت بخش تر بود!!!روز گذشته تیم فولاد در خانه میزبان نفت تهران بود که با نتیجه ی دو بر یک این تیمو شکست داد...بازی که اگرمیثاق نبود باید با نتیجه ی سه بر یک به سود نفت تموم میشد...گل اول رو مهرداد جماعتی بازیکن فولاد در دقیقه ی 5 به ثمر رسوند...گل دوم در حالیکه بیشتر بازیکنا در محوطه ی  18 قدم دروازه ی فولاد بودن فریرا روزا بازیکن تیم نفت زد...برای بار دوم هم ارش افشین برای تیم فولاد گلزنی کرد...اما در این بازی داور دو پنالتی هم برای تیم نفت گرفت که پنالتی اول در دقیقه ی 50 روی خطای حمودی گرفت و پنالتی دوم رو در دقیقهی 83 بعد از خطای خورج روی بازیکن تیم نفت...اینجا بود که میثـــــاق با درخشش خودش هردو پنالتی رو مهار کرد و به این ترتیب بهترین بازیکن میدان شد و بازهم سر زبون رسانه ها افتاد...!!!

این هم مصاحبه ی میثاق عزیز بعد از بازی: 

میثاق معمارزاده که با درخشش خود در تیم فولاد این تیم را به رتبه هفتم جدول رساند امروز گفت : برای اولین بار بود که در یک بازی دو پنالتی گرفتم و خيلي خوشحالم كه با گرفتن دوپنالتي در پيروزي تيمم نقش داشتم و به عنوان يك دوازه‌بان به وظيفه‌ام به خوبي عمل كردم.

 

بازیکن سابق پرسپولیس درباره دلیل قرار نگرفتنش در لیست پایانی تیم ملی برای جام ملت های آسیا گفت: زماني كه در تيم ملي بودم، قطبي در يكي از تمرينات به من گفت به چند دروازه‌بان اعتقادي ندارم. اما بعداً همان دروازه‌بانها در ليستش بودند. به همين دليل است كه مي‌گويم انتخابهاي قطبي خيلي نرمال نبود. خيلي از بازيكنان شايسته در تيم ملي بودند و خيلي‌ها هم از ليست قطبي باز ماندند و راهي به تيم ملي پيدا نكردند.

 

میثاق که فصل گذشته را به عنوان دروازه بان شماره یک پرسپولیس بازی کرد درخصوص دلیل جدایی اش از این تیم گفت: قبل از پايان فصل علي‌دايي به من گفت بمان اما در فصل نقل و انتقالات كسي به من نگفت بمان.

 

من به علي‌دايي به عنوان يك اسطوره احترام خاصي قائلم، با او مشكلي نداشته و ندارم. در سايپا هم با اين مربي كار كردم و او واقعاً به من كمك كرد. در هر حال بايد بگويم اين حق يك مربي است كه در مورد دروازه‌بان و ساير بازيكناني كه مي‌خواهد، تصميم بگيريد. اما همانطور كه گفتم اتفاقات در مورد جدايي‌ام از پرسپوليس، زماني شروع شد كه علي دايي پيش از فصل نقل و انتقالات از ايران رفت و زماني هم كه برگشت جواب تلفن من را نداد. من دوست دارم اين را بگويم كه ما جزو دوستان واقعي علي‌دايي بوديم، اما يكسري از دوستاني كه به دايي مي‌گفتند، دوست صميمي‌اش هستند، خلاف اين موضوع را ثابت كردند. دايي بعداً متوجه خواهد شد برخي از آنهايي كه ادعا مي‌كردند، دوستش نبودند.

 

وی در پایان درباره شرایط خود در تیم فولاد خوزستان گفت :  براي من به دليل شرايط روحي كه داشتم، جدايي از پرسپوليس و تهران واقعاً سخت بود اما جلالي و سعداوي باعث شدند كه به فولاد بيايم حالا هم فكر مي‌كنم باشگاه فولاد با وجود شخصي مانند جلالي واقعاً باشگاه سالمي است و من اصلاً ناراحت نيستم كه به فولاد آمده‌ام..............

خبر ورزشی در گزارش بازی فولاد نفت مینویسه:

«فولاد در حالی حریف خودرا مغلوب کرد که در نیمه ی دوم شاهد جدالی کاملاً برابر بودیم...البته جنوبی ها این پیروزی را مدیون "میثـــــاق معمارزاده" هستندکه دیروز به معنای واقعی کلمه شـــــاهکـــار بود...!!!!!»

 

لازم نیست که بگم هوادارای میثاق بعد از این بازی چه احساسی دارن چون اگه شماهم  جزو هوادارای میثاق معمارزاده هستین بهتر از هرکسی میتونین این شادی رو درک وتوصیف کنین...اما مطمئنم همه در یک احساس مشترکیم و اون اینکه وقتی میبینیم همه ی رسانه ها ناچار میشن بهترین کلماتشون رو برای توصیف عملکرد میثاق در یک بازی بکار ببرن ،به اینکه از قبل هوادار میثاق بودیم افتخار میکنیم و یکبار دیگه به دونسته هامون ایمان میاریم که میثاق بالاخره خودشو اثبات میکنه و به همون جایی میرسه که از قبل پیش بینی میکردیم...کم کم حکمتهایی که ما ازش خبر نداشتیم داره خودشو نشون میده و حالا همه میدونیم اگه میثاق در پرسپولیس می موند هرگز موفقیتهایی رو که در این فصل بدست آورده ،کسب نمیکرد و اگه حتی به سرنوشتی شبیه شیث دچار نمیشد دست کم بارها نیمکت نشینی رو تجربه میکرد...و نظیر اعتمادی که آقای جلالی به میثاق کرد رو هرگز در پرسپولیس ندیدیم و نتیجه اش افت چند ساله ی میثاق و به حاشیه رفتنش بود...شاید بعد ها میثاق از رفتنش به فولاد بعنوان یکی از بهترین تصمیماش یاد کنه که امیدواریم اینطور هم بشه...اما با وجود هر اتفاقی در آینده ما این روزهای خوب رو هرگز از یاد نمیبریم...

...و همیشه در خاطرمون می مونه روزی رو که:

 

میثاق با درخشش خودش نفت رو به آتیش کشید...

 

 

بازی حذفی ایران-کره جنوبی

 

بازیهای تک حـــــذفی...!!!

بازیهایی که در تاریخ فوتبال ، رو دل خیلی از تیم ها و کشور ها داغ سختی گذاشته...بازیهایی که در اون پیش از اینکه کیفیت فنی تاثیر گذارباشه شانس و اقبال موثره...بازیهایی که خیلی وقت ها حق به حق دار نمیرسه و این لحظه هاهستن که نتیجه رو اون طور که میخوان عوض میکنن...بازی هایی که هرگز نتیجه اش بهترین تیم رو مشخص نمیکنه...بازیهایی که حتی بارسلونا هم همیشه در اونها پیروز نیست...

*****

 بازی تک حذفی ایران-کره ی جنوبی

انگار اینبار هم نوبت ایران بود که بعد از این بازی آه حسرت بکشه...حسرت برای باخت به کره ی جنوبی...حسرت برای حذف از جام ملتهای آسیا..حسرت برای ناکامی در کسب جام ...حسرت برای نشکستن طلسم چند ده ساله...وحسرت برای از هم پاشیدن هدف تیمی که اینقدر خوب بسته شده بود...

همه معترفیم که درچند سال اخیر هرگز تیم ملی رو اینقدر یکدل و پرقدرت ندیده بودیم...برد بازی سنتی ایران- عراق که حکم پیروزی در دو نبرد رو برای ما داشت..یکی فوتبال و دیگری پیروزی روحی در ارتباط با مسائل گذشته بین دو کشور...وقتی کره ی شمالی رو هم بردیم و خیالمون از بابت صعود راحت شد اون موقع بود که فهمیدیم برد عراق شانسی نبوده و منتقدان محترم افشین قطبی فهمیدن که بهترین کار اینه که به جمع حامیان تیم ملی و آقای قطبی بیان و انتقادهاشونو تبدیل به تعریف و تمجید کنن...بعد از برد مقتدرانه ی ایران مقابل امارات در شرایطی که ما از ترکیب کم تجربه مون هم استفاده کردیم و بازیکنانی رو دیدیم که برای اولین بار در تیم ملی بازی میکردن ،میشه گفت مردم کاملاً با تیم ملی آشتی کردن و انتظارات از تیمی به این خوبی واقعاً بالا رفت...همه ایران رو یک پای بازی فینال میدیدن و واقعاً هم این پتانسیل در تیم ملی ما وجود داشت...اما بازی با کره ی جنوبی یک شبه تمام رویاهای ایران رو برای صعود وقهرمانی از بین برد...سرمربی تیم کره که قبلاً هم عنوان کرده بوددلش نمیخواد در بازی حذفی به ایران بخوره ،ترس از ایران رو به فال نیک گرفت و با استفاده از اون اشتباه رو برای بازیکنانش ممنوع کرد...و بازیکنان هم با ترسی که در وجودشون بود بهترین بازی رو مقابل ایران به نمایش گذاشته بودن...اما در مقابل ، تیم ما برعکس سه بازی گذشته پر اشتباه ظاهر شد...چقدر موقعیت های ناب که غلامرضا رضایی و پژمان نوری از دست دادن...و چه پاسهای اشتباهی که هرکدومش میتونست زمینه ساز یک گل باشه...ما حتی در تعویض هامون هم درست عمل نکردیم...مسعود شجاعی با وضعیت جسمی بدی که داشت چه کمکی به تیم کرد؟؟؟این وسط فقط دفاع ما بود که بی نقص عمل کرد...من حرف کسایی که میگن تیم ملی در بازی مقابل کره اصلاً خوب نبود رو قبول ندارم...تیم ملی اگر خوب نبود 105 دقیقه در مقابل حمله های بی امان تیم کره دووم نمیاورد و بازی رو همون نود دقیقه با اختلاف چند گل واگذار میکرد...فقط 7/8 گل حتمی رو به شکل معجزه آسایی مهدی رحمتی از دروازه بیرون کشید...بهتره بگیم مهاجمان ما خوب عمل نکردن و نه کل تیم رو زیر سوال ببریم نه عملکرد قطبی رو...هرچند من بعید میدونم تیم ملی و آقای قطبی از آماج انتقادهای شدید برخی منتقدان نان به نرخ روز خور در امان بمونن...کسایی که نتیجه ی دیشب زیاد هم براشون بد نشد تا قطبی رو اینبار بیشتر از قبل تحت فشار و سرزنش بذارن...

 

با این همه ، ما ایرانی ها این روزها ناراحتیم و این باخت حتی اگه اصلاً هم فوتبالی نباشیم به نحوی روی روحیه مون اثر گذاشته و چقـــــــدر دردآوره بغضی که بخاطر وطن توی گلوت جمع بشه...چه دقایق سختی بود آخر مسابقه وقتی قرار شد کاپیتان تیم ما ضربه ی آزادی رو بزنه که میتونست نتیجه رو عوض کنه...و چقدر آزاردهنده بود اون صحنه که همه ی مردم ایران همراه با جواد نکونام زیر لب ذکر میگفتن...شدت فشار روحی رو از همون ذکر گفتناش میشد فهمید...ومن فکر میکنم خیلــــــــــــــــــی  بی انصافیه اگه بازیکنا رو مورد سرزنش قرار بدیم چون اونا تا مدتها خاه ناخواه خودشونو سرزنش میکنن...حتی زمانی که  شاید من و شما این بازی رو کاملاً فراموش کرده باشیم...و به نظر من دلیل باخت ما بیشتر از هر دلیل دیگه ای بازیهای تک حذفی (!) بود...این جام برای ما ناتموم موند اما به نظر من تیم ملی در همون سه بازی مرحله ی گروهی قدرتشو به رخ همه کشید ونشون داد حرفهای زیادی برای گفتن داره...ما چرا به تیم ملی مون پشت کنیم وقتی حتی سرمربی کره ی جنوبی هم اعتراف میکنه:

 

سطح فوتبال تیم ایران فراتر از آسیاست...