شیث:به دایی التماس کردم و بعد هم  گـــــریه......

ناگفته های شیث بعد از اخراج و محکومیت به تمرین در تیم "ب":

  • عاشق اسمم هستم و معتقدم اگر اسمم چیز دیگری بود 50% از مشهور بدون فعلی ام را نداشتم.
  •  شاید خیلی از فوتبالیستها عقیده داشته باشند شماره ی 13 برایشان نحسی می آورد.اما برای من برکت داشته،چون 13 رجب روز تولد حضرت علی(ع) است و من نه تنها دو رقم آخر موبایلم(!) که روز تولدم و دو رقم آخر پلاک ماشینم هم همین شماره است.
  • بهترین دوران فوتبالی من در پرسپولیس زمان مربیگری دنیزلی بود.در زمان قطبی اشتباه کردم.جوانی کردم و مطمئناً مقصر اتفاقات خودم بودم اما قطبی هم سعی نکرد مرا عوض کند.بلکه مسائل کوچک مرا خیلی بزرگ جلوه میداد.من دیگر از قطبی ناراحت نیستم،اما قطبی از من دلخور است .البته من کار خاصی انجام ندادم اما چوب شیطنت های درون تیمی را خوردم.در 7 بازی آخر از تیم اخراج شدم و درروزهای خوب پرسپولیس بیرون نشستم .حالا هم مطمئنم اگر قطبی همزمان مربی 100 تیم هم باشد مرا انتخاب نمیکند گرچه از نظر فنی او را قبول دارم و نام اورا جزء 10 مربی برتر ایران میگذارم.
  •   فوتبال همین است؛وقتی اشتباه میکنی همه ی بازیهای خوبت زیر سوال میرود .
  • «من در دربی وقتی از بازیکنان استقلال توپ میگرفتم یک نگاه تند هم به آنها می انداختم(!) تا بفهمند من بازیکن متخصص دربی هستم!اما در صحنه ی گل بجز من علیرضا حقیقی و نورمحمدی هم نقش داشتند.من هم30% اشتباه کردم ولی قربانی شدم.»
  • وقتی با علی دایی دور یک میز نشستیم و او دلایلش را گفت ،«خشکم زد»...! او حرفهایی را به زبان آورد که فقط شنیده بود!!!!! «در آن جلسه مجبور شدم برای برگشتن به تیم به دایی " التماس" کنم،شاید باور نکنید اما بعد از آن جلسه در ماشین گریه کردم»چون این حق من نبود.البته من در زندگی فقط به خدا توکل میکنم .همین خدا بود که یک بچه روستایی را به اینجا رساند و به همین دلیل من قضاوت بین خودم و دایی را به خدا واگذار میکنم... 
  • من از بنده ی خدا توقع کمک ندارم اما در روزهای خانه نشینی خیلی ها را شناختم.برای آینده ام آماده ام و

پای همه چیز هم می ایستم...